اهمیت جایگاه خلیج فارس در مسائل اقتصادی و سیاسی منطقه بر کسی پوشیده نیست؛ از اینرو بخش عمدهی تحقیقات متوجه مسائل سیاسی و اقتصادی پیرامون خلیج فارس شده و دربارهی تحولات فرهنگی این ناحیه آنچنان که باید و شاید پژوهشی به انجام نرسیده است و از اینرو به نظر میرسد تمرکز بر موضوعاتی که تحول فرهنگی را مورد توجه قرار میدهد، میتواند در اولویت قرار گیرد. به همین مناسبت در این کتاب موضوعی فرهنگی مدنظر قرار گرفته و موضوع طریقتهای صوفیه و نقش آنان در تحولات اجتماعی و فرهنگی منطقهی خلیج فارس مورد توجه قرار گرفته است.
فرقههای متصوفه در منطقهی خلیج فارس حضوری طولانی داشتهاند و در بسیاری از تحولات سیاسی و اجتماعی عصر خود منشأ اقداماتی بودند. با دقت بیشتر میتوان دریافت این گروههای مقتدر اجتماعی نقشی مؤثر در تحولات اقتصادی خلیج فارس و بنادر حوزهی دریایی اقیانوس هند تا دریای شرقی چین بودهاند؛ بنابراین مطالعه و تحقیق پیرامون حضور این فرقهها و معرفی آنها از جملهی ضرورتهای تحقیقی به شمار میرود.
نقش طریقتهای صوفی در رشد و گسترش اخلاق اجتماعی و تلاش در جهت انجام اصلاحات فرهنگی و اخلاقی، واقعیتی انکارنشدنی است. خراسان از نخستین مراکز پرورش تصوف و صوفیگری بوده است. تصوف جدید از عراق وارد جنوب شرقی ایران شد و تنها در فارس و خوزستان رواج یافت که مهمترین سردمداران آن ابوعبدالله خفیف شیرازی، ابوعبدالله محمد بن عبدالله (باکویه) و شیخ ابواسحاق کازرونی بود.
در فصل نخست این کتاب به طریقت مرشدیه و جایگاه آن در تحولات اجتماعی و فرهنگی خلیج فارس پرداخته شده است. شیخ ابواسحاق کازرونی با ابوسعید ابوالاخیر عارف نامی قرن پنجم معاصر بود و با وی مکاتبه داشت. آغاز فعالیتهای اجتماعی و فرهنگی او به ایام جوانیاش باز میگردد که به دلیل اخلالگریهای مخالفانش در جلسات وعظ در مسجد جامع تصمیم گرفت تا مریدان را به صحرای نورد کازرون در غرب شهر فراخواند و پس از آنکه زرتشتیان محراب سنگی را که شیخ چندبار برافراشته بود، تخریب کردند، وی تصمیم گرفت تا مسجدی را در آنجا بنیان نهد؛ ولی هر بار دیوار آن توسط زرتشتیان تخریب و بنای آن با مقاومت سرسختانهی آنان روبرو میشد. از مهمترین اقدامات و فعالیتهای او که سبب شهرت و تمایز وی از دیگر مشایخ فارس میشد، نقش وی در ترویج اسلام و مبارزات جهادی او بر علیه کفار و زرتشتیان منطقهی کازرون بود. در این فصل برخی از شاگردان مرشدی نیز معرفی شدهاند.
در طی قرن هفتم و هشتم قمری، خنج مقر خانقاهی از دراویش میشود که تأثیر بسزایی در سرنوشت لارستان بر جای گذاشت؛ از جملهی این دراویش که اساس فعالیتشان در خنج در تحولات منطقهی خلیج فارس حائز اهمیت است، شیخ رکنالدین دانیال رهبر طریقت دانیالی و مریدان او میباشند. شیخ رکنالدین دانیال پایهگذار طریقت دانیالی است که در یک خانوادهی روستایی در دهکدهی گریش متولد شد و به خنج مهاجرت نمود. فصل دوم کتاب اختصاص به بررسی طریقت دانیالی و تأثیر آن در اوضاع اجتماعی و فرهنگی خلیج فارس دارد.
در قرن هشتم هجری قمری در خنج، افزون بر مقر شیوخ دانیالی، مقر دیگری از دراویش شافعی با رهبری شیخ محمد ابینجم نیز وجود داشت که به ارائهی خدمات اجتماعی و فرهنگی در خنج و لار میپرداختند و بهتدریج این طریقت ابونجمی بود که توانست در قرن هشتم و نهم هجری قمری و تحت حمایت ملوک لار نقشی مهم را در تحولات اجتماعی و فرهنگی خلیج فارس ایفا کند. در فصل سوم به بررسی تأثیرات فرقهی نجمیه در خلیج فارس پرداخته شده است.
در طی قرون اولیهی اسلامی به دنبال رونق سیراف، شیراز که مقصد اصلی مبادلات تجاری بندر سیراف بود، توسعه یافت و کازرون با قرارگرفتن در مسیر تجاری سیراف به شیراز نیز از این تحولات تأثیر پذیرفت و محافل علمی و دینی و حلقههای تدریس علما و صوفیان در این شهرها برپا شد. هر یک از این طریقتهای صوفی افزون بر نفوذ اجتماعی و فرهنگی در جامعهی ایران به دلیل قرارداشتن در مسیر تجاری کارکرد اقتصادی نیز پیدا کردند. در فصل پایانی کتاب مسیرهای تجاری فارس و پیوند آن با رشد و افول طریقتهای صوفیانه بررسی شده است.

