The book contains two treatises on calligraphy. The first treatise is "Tuḥfah-yi Durūd" (Gift of Blessings) written by Muḥammad Munʻim, son of Shaykh ʻAbd al-Ḥayy Arūlī, an Indian calligrapher and poet. It was completed in 1120 H.Q. and is the longest instructional treatise on calligraphy ever written by a Persian-speaking Indian. The second treatise is a brief work on recognizing Nasta'liq calligraphy styles and techniques, including expression and colours, written by Muḥammad Amīn in 1139 H.Q. in India. The correction of both treatises has been carried out based on their only available copies.
این کتاب دربرگیرندهی دو رساله در خوشنویسی است. نخست «تحفهی درود» از محمدمنعم خوشنویس و شاعر هندی که تألیف آن پس از چند سال در سال ۱۱۲۰ قمری به پایان رسیده و طولانیترین رسالهی آموزشی خوشنویسی است که یک هندی پارسیگو نوشته است. دیگر رسالهی مختصر در شناخت نستعلیق، احوال خوشنویسان و ابزار و رنگها از محمدامین که در سال ۱۱۳۹ قمری در هند تألیف شده است.
رسالهی «تحفهی درود» مفصلترین متنی است که تاکنون یک خوشنویس هندی دربارهی خوشنویسی و اصولش تألیف کرده و بهتفصیل از ابزار و ادوات کتابت و اصول و قواعد مفردات و مرکبات خط نستعلیق سخن رانده است؛ از اینرو منبعی منحصربهفرد برای مطالعهی چگونگی شکلگیری نستعلیق هندی به شمار میرود.
از نویسندهی این رساله اطلاعات تاریخی چندان موجود نیست و آگاهها به آنچه خود در بینابین رسالهاش یاد کرده، محدود میشود. محمدمنعم فرزند شیخ عبدالحی ارولی بهاری خوشنویس و شاعری است با تخلص «منعم» که در انجامهی نسخه از او اینگونه یاد شده است: «محمدمنعم صدیقی ولی شیخ عبدالحی ابن شیخ شهابالدین ارولی بهاری». او در صفر ۱۰۵۵ قمری در روستای پنجزعفران در نزدیکی ارول زاده شده و تألیف این رساله را در حدود ۱۱۵ آغاز کرده و در رمضان ۱۱۲۰ قمری به پایان برده است. او در متن کتاب ده بار به نام اثر «تحفهی درود» و هفت بار به نام خودش «محمدمنعم» اشاره میکند.
این رساله در مجموعهای در کتابخانهی دانشگاه کمبریج نگهداری میشود و شامل متن دو رساله در خوشنویسی است.
بیشتر اطلاعات موجود در رساله برگرفته از تجربیات شخصی مؤلف است. مؤلف هنگامی که ۶۵ ساله بوده، این رساله را تألیف کرده است؛ از اینرو در بهترین سن و پختگی کافی به این کار دست زده است. رساله به نثر زیبا و گاه مسجع است و یکپنجم آن را سرودههای مؤلف شکل داده است و مؤلف برخلاف بسیاری از ادیبان شبهقاره، با زبان و ادبیات عربی نیز آشنایی دارد؛ این نکته از توضیحاتش دربارهی معانی و نکات صرف و نحوی برخی واژهها و عبارات عربی در حاشیه روشن میشود.
رسالهی دیگری که در این کتاب تصحیح شده، «رسالهی خوشنویسی» از نویسندهای به نام محمدامین است که این رساله را در سال ۱۱۳۹ هجری در دورهی محمدشاه برای «صاحبی مشفقی خواجه عبدالجلیل» تألیف کرده است. از مؤلف اطلاع چندانی در دست نیست و همچنین برای رساله نیز نام مشخصی برنگزیده است و در شناسنامهی نسخه عنوان «تذکره خوشنویسان و قواعد خوشنویس» ثبت شده است.
بر اساس متن رساله نویسنده طبع شعری داشته و به رسالههایی چون «آداب خط» از سلطانعلی مشهدی و سه رسالهی «آداب خط»، «خط و سواد» و «رسم الخط» از مجنون رفیقی دسترسی داشته است. این رساله بسیار مختصر است و با تطبیق متن آن با رسالاتی که پیشتر دربارهی خوشنویسی و نسخهپردازی منتشر شده است، اطلاعات دستاول فراوانی را در اختیار خواننده نمیگذارد، مگر اینکه نقلهایی که با عنوان راقم کرده را از خود مؤلف بپذیریم که دو مورد ارزشمند آن بدین قرارند:
در ذکر سیدعلی جواهررقم تبریزی آورده است: روزی راقم از قلمدانبردارش پرسید که خان از روی خط کدام کس مشق میکرد، گفت که از روی خط میرعماد ….
دوم اینکه دربارهی اثری از میرعماد ذکر میکند که این ابیات را سروده و در حاشیهی اثر نوشته است:
بود حیران کلکش نقش بهزاد به معنی خط و در صورت پریزاد
از آن روزی که کلکش نقش بسته رواج صورت مانی شکسته
این نسخه در کتابخانهی آصفیهی حیدرآباد دکن به شمارهی ۲۸۲ نگهداری میشود و تاکنون تنها نسخهی شناساییشده از این رساله است.

