از تاریخهای مفصل و معتبر دورهی مغول، کتاب «تجزیة الامصار و تزجیة الاعصار مشهور به تاریخ وصاف» است. نویسندهی این کتاب مولانا ادیب شهابالدین یا شرفالدین عبدالله بن فضلالله شیرازی معروف «وصاف الحضرة» (۶۶۳ ـ ۷۲۸ ق) است. او در ادب فارسی و عربی و در ترسل و انشاء استاد بود و در شعر فارسی و عربی تبحری شگفتانگیز داشت و تاریخ خود را به سرودههای خود و دیگران آراسته است. او که از صاحبمنصبان و کارگزاران دیوانی ایلخانان فارس بود، در 34 سالگی اقدام به تألیف این کتاب نموده و در سال ۷۰۲ توانست بخشی از کتاب خود را به پایمردی خواجهی بزرگ رشیدالدین فضلالله همدانی و خواجه سعدالدین ساوجی، هنگامی که از غازان عازم شام بود در منزل «عانه» به نظر غازانخان برساند و مورد لطف و نواخت او واقع شود. چند سال بعد یعنی در محرم سال ۷۱۲ بخش دیگری از تاریخ خود را (تا پایان جلد چهارم) در سلطانیه به سلطان محمد خدابنده تقدیم کرد و نظر او را به خود جلب نمود و ملقب به «وصاف الحضرة» شد و مقام «ترخانی» یافت.
«تاریخ وصاف» که از زیباترین متون نثر مصنوع فارسی است، به قول نویسنده دنبالهی «تاریخ جهانگشای جوینی» است و مشتمل است بر ذکر احوال دولت مغول و دیگر سلاطین و ملوک اطراف در زمان خانیت ایشان از آغاز خروج چنگیزخان تا زمان فتح بلاد اسماعیلیه توسط هلاکو. در مجموعه آنچه با عنوان «تاریخ وصاف» در دست است، حاوی وقایع بین فتح بغداد (۶۵۶) است تا اواسط سلطنت ابوسعید بهادرخان (وفات ۷۳۸) در پنج جلد.
جلد نخست به احوال آغاز حکومتها و جنگها و غارتهای خانان مغول در ممالک اسلامی و وقایع پس از آن میپردازد. این جلد با مرگ منکوقاآن (۶۵۶ ق) که به اختصار از آن واقعه گذشته شروع میشود و به شرح و تفصیل واقعهی حملهی هلاکوخان به بغداد و پایان خلافت عباسی و قتل المستعصم بالله پرداخته، در ضمن به مسائل سیاسی و دیوانی و نظامی و اقتصادی در دورهی هولاکو، اباقا و سلطان احمد نکودار هم اشاراتی نموده، آن را با تاریخ فارس از عهد سلجوقیان تا سال ۶۸۹ و نیز تاریخ آل کرت و حکومت مصر و ایوبیات تا قتل صاحب دیوان ادامه میدهد.
جلد دوم به شرح بعضی احوال نسل چنگیزخان و شرح جنگها و لشکرکشیها و حوادث دورهی ارغونخان و حوادث آخر عهد (۶۸۴ ـ ۶۹۰ ق) و ذکر دودمان سلغری یا اتابکان فارس، احوال حکومتهای فارس، اتابکان لر و حکومت نواب سلجوقیان اختصاص دارد.
جلد سوم حوادث حکومت گیخاتوخان، بایدو و بخشی از دورهی غازان خان و ذکر سلاطین کرمان، قاوردیان و قراختاییان کرمان و هندوستان و مصر و تبریز و سلاطین خوارزم را در خود گنجانده است و از بعضی نواحی جغرافیایی مانند سمرقند و ماوراءالنهر و واقعهی نخشب و ترمذ ذکری به میان آورده است.
در جلد چهارم به ادامهی حوادث غازان محمود و روابط او با ممالیک مصر و تاریخ ملوک شبانکارهای و نیز بخشی از دورهی الجایتو و اوضاع ماوراءالنهر، چین و هند میپردازد و در پایان این جلد به ذکر سوانح غیبی در انجام کتاب اشاراتی دارد. در انتخای این جلد مؤلف خلاصهای از «تاریخ جهانگشای جوینی» را گنجانده که مشتمل بر رویدادهای قبایل مغول و تاتار و آغاز قدرتگرفتن چنگیزخان و وضع یاسای چنگیز و فتوحات او در خراسان و ماوراءالنهر و خلاصهای از تاریخ خوارزمشاهیان و توجه هلاکو به غرب و دستیابی به کتابخانهی اسماعیلیان و عقاید حسن صباح و جنگهای او با سلجوقیان.
جلد پنجم با مقدمهای در ذکر شاهان و شاهزادگان مغول آغاز کرده و به حوادث دورهی الجایتو و مرگ او و آغاز حکومت ابوسعید بهادر، آخرین ایلخان مغول و اوضاع فارس پرداخته و تا اواسط حکومت ابوسعید پیش رفته و در پایان کتاب به ذکر سلطان علاءالدین پادشاه دهلی و پایان کار او پس از فتوحات بلاد معبر در سال ۷۱۵ و مرگ او به سال ۷۱۶ پرداخته و کتاب خود را با آغاز سلطنت الغبیگ پسر طغلقخان در سال ۷۲۳ پیش برده است.
وصاف این پنج جلد را با نثری خاص که غالباً آن را با نثری متکلف و سختفهم دانستهاند و آن را خالی از لطف و ملاحت و به دور از اندیشه و فصاحت شمردهاند، نوشته است؛ اما حقیقت آن است که نثر وصاف نثری ممتاز و در نوع خود بینظیر یا دستکم کمنظیر است؛ اگرچه او خود را پیرو عطاملک جوینی دانسته و در جایجای کتاب خود از او با احترام یاد کرده و فروتنانه نثر جوینی را ستوده، نثرش بهمراتب از نثر جوینی منسجمتر و به لحاظ بهکارگیری لغات و اصطلاحات و استناد به شواهد شعری فارسی و عربی و بهرهمندی از آیات و احادیث، پختهتر و به لحاظ یکدستی نثر و شیوهی ساخت و پرداخت جملات استادانهتر است؛ به گونهای که باید او را صاحب مکتبی در نثر فنی و مصنوع دانست و تأثیرات چندجانبهی او را در تحولات نثر فارسی به دیدهی دقت نگریست.
استفاده از واژهها و اصطلاحات خاص، استفاده از واژگان کمکاربرد، ترکیبات وصفی مقلوب، کاربرد واژهها و عبارات مترادف، ترکیبات نو و ابتداعی متن و …. از ویژگیهای زبانی این کتاب به شمار میروند.
مصحح در تصحیح این کتاب از دو نسخهی کتابخانهی مجلس، نسخهای خطی از زندهیاد ایرج افشار، نسخهی فرهادمیرزا، و دو چاپ سنگی استفاده کرده است.
مصحح کتاب افزون بر تصحیح این کتاب، در مجلدات دیگری به «شرح مشکلات تاریخ وصاف» (اعم از ترجمه و توضیح دربارهی آیات، احادیث، اشعار و عبارات عربی کتاب و شرح لغات و ترکیبات و اصطلاحات مندرج در «تاریخ وصاف و اعلام اشخاص و اماکن و فهارس راهنما)، «تحریری دیگر از تاریخ وصاف» و «گزیدهی تاریخ وصاف» را نیز به نگارش در آورده است.
ناگفته پیداست که خواندن متن مشکل و پرزور «تاریخ وصاف» برای خوانندگان فرهیخته هم آسان نیست و جز محققان ادبی و دانشجویان تحصیلات تکمیلی در رشتهی زبان و ادبیات فارسی که ممکن است قصد بررسی جنبههای زبانی و ادبی این کتاب را کرده باشند، عموم خوانندگان از جمله دانشجویان رشتهی تاریخ، غالباً بر آنند تا محتوای این کتاب را دریابند و به جنبههای فرهنگی، اجتماعی و بهویژه تاریخی آن دست یابند. بنابراین برای افزایش فایدهی کتاب و جذب حداکثری مخاطبان، بازنوشتی از مطالب کتاب فراهم آمده که «تحریری دیگر از تاریخ وصاف» نام گرفته است.
«گزیدهی تاریخ وصاف» دربرگیرندهی امهات مطالب کتاب به لحاظ تاریخی و نمونهای مناسب برای نشاندادن تشخص نثر فنی و نمایش مهارت نویسندهی پرتوان کتاب است که از مجموع مجلدات فراهم آمد و معانی واژگان و ترکیبات، ترجمهی عبارات عربی و معرفی اشخاص و اماکن و توضیح بعضی از عبارات مشکل متن در پاورقی کتاب گنجانده شده است.

