به مدت بیش از چهار سده در اواخر دورهی باستان، ربیها مجموعهی وسیعی از قوانین و روایات یهودیان را تنظیم کردند و بر آن نام تلمود بابلی نهادند. این ربیها در دورهی حیات شاهنشاهی ساسانیان میزیستند. تلمود تا به امروز اساس شئونات و رفتارهای هنجارمند یهودیان را شکل داده است و به دست ربیها نگاشته شده که یکی از بیشمار گروههای دینی بودند که در بابل سکونت داشتند. بابل در آن دوره قلب و مرکز فرهنگی و اداری شاهنشاهی زرتشتی ایران محسوب میشد. نویسنده ادر این کتاب تلمود را در سایهی درونمایهی گستردهتر ساسانیاش بررسی کرده و رابطهی آن را با جامعه و فرهنگ ایرانی مورد مطالعه قرار داده است. امپراتوری ایران به عنوان یک نیروی تاریخی واقعی و یک مخاطب خیالی، چه تأثیری بر هویت ربیها و اعتبارشان به آن صورت که در تلمود آمده، گذاشته است؟
در جایجای هر فصل از این کتاب میتوان به این پرسش کلی برخورد که دربارهی نفوذ و تأثیری است که جهان ایرانی بر فرهنگ و تاریخ تلمود گذاشته است. اما سوای از این صحبتها، مقصود از مطالعهی تلمود در بافتار ساسانی چیست و وقتی شواهد معمولاً مشکلبرانگیز هستند، چطور میشود این کار را انجام داد؟ این کتاب با همین سؤالات سروکار دارد و از ابزار مرسوم در مطالعهی تاریخ یهودیت بهره میبرد؛ برای مثال ابزار زبانشناختی و تاریخی و از آنها به عنوان پیوندهای پیچیدهی بین ادیان و جوامع در غرب ایران ساسانی استفاده میکند.
این کتاب سه موضوع را در تلمود دربارهی ایرانیان تحلیل میکند: مردم ایران، پادشاهان ساسانی و روحانیان زرتشتی. هرچند که بعضی از این متون کوتاه و داستانی هستند، اما بسیاری از آنها تفسیرهای حقوقی یا روایاتی هستند که دایرهی وسیعی از مطالب را دربر میگیرند و از این رهگذر ما را با رویکرد ربیها دربارهی ایرانیان آشنا میکنند. افزون بر اینکه به ما میآموزانند حکمای یهودی هویت گروهی خود را در دنیای ایرانی چگونه تعریف میکردند. با وجود همهی این مطالب قیاسی، این متون بابلی در ظاهر خودشان چیزهای معناداری در خصوص رویکردهای ربیها نسبت به ایرانیان به دست میدهند.
تمرکز این کتاب بر تصویر ایرانیان به عنوان دیگران، حربهای کاملاً آشنا و مألوف در متون ربی است. بسیاری از محققان به پرسشهای مربوط به غیریت یا دیگری به دیدهی چارچوب تفسیری مؤثر و ثمربخش نگریستهاند تا از خلال آن شکلگیری هویت ربیها را بررسی کنند.
فصلهای اول و دوم این کتاب به این موضوع میپردازد که چرا و چگونه قیاسکنندگان میتوانند تلمود را در بافتار ساسانیاش مطالعه کنند. در فصل نخست نشان داده شده که پژوهشهای بافتاری در رویکردهای منبع انتقادی، ادبی و تفسیری متون تلمودی ضروری هستند. وقتی از روشهای جدید استفاده میکنیم، پژوهشهای بافتاری در زمینهی تلمود بابلی میتواند جلوی بسیاری از خطاهای گذشته را بگیرد که یا با تاریخ تلمود مرتبط هستند یا با شکلگیری داستانهای ظاهراً واقعی اما با مبنای تاریخی در متون ربیها پیوند دارد. فصل نخست با گفتاری دربارهی این نتیجهگیریهای مختلف تلمودپژوهان به پایان میرسد که ایران اواخر باستان آکنده از گروههای متنوع از نخبهها، فرقهگراها و اجتماعات مقبولالعامهای بودند که هویتشان بر اساس محورهای زبانی و سیاسی و دینی تقسیم میشدند. در فصل دوم نویسنده از مطالعات ایران باستان و ادیان تطبیقی استفاده کرده است تا خلاصهای از منابع این پژوهشها و چشماندازها و چالشهای مربوط به مقایسهی اولیهی تلمودی و پارسی میانه را به دست دهد.
فصل سوم این کتاب بررسی اجمالی از آن دسته ادبیات ربیهاست که به ایرانیان، گروههای قومی و مقامات شاهنشاهی میپردازد. تلمود ایرانیان را در همهی اقسام مضامین اعم از جنسیت، طباخی، قانون، جادو و جشنها موشکافی میکند. این نوشتهها به طور پراکنده در رسالهها و بخشهای مختلف تلمود آمدهاند. در کل ربیها ایرانیان را به صورت غیر بازنمایی میکنند تا ادعای خود در زمینهی مرجعیت و تعریف خود در ارتباط با دنیای شاهنشاهی ایران را تبیین کنند. نویسنده بعد از تحلیل این منابع، رویکردی حدوسطی در بحث را پی میگیرد؛ در انتهای این طیف نگرش بدبینانهی نویسنر در دههی شصت است و در طرف دیگر این طیف خوشبینی فعلی یعقوب المن قرار دارد. افزون بر این فصل سوم اثر فرهنگ ایرانی بر یهودیان بابل را بررسی میکند و ارزش وامواژههای ایرانی را در نظر میگیرد.
فصل چهارم این کتاب در سایهی گفتمانهایی دربارهی مرجعیت و شاهنشاهی میان یهودیان و ایرانیان دورهی باستان متأخر، به بررسی شخصیت پادشاهان ساسانی از جمله شاپور اول، شاپور دوم و یزدگرد اول میپردازد. نتیجهی این فصل آن است که پادشاهان ساسانی نماد مرجعیت شده بودند؛ یعنی شهرتی که در سنتهای تاریخنگاری پارسی میانه همتا داشت؛ البته این فصل به گفتگوهای خیالیای توجه عمیق دارد که در تلمود بین ربیهای بابلی و پادشاهان ایرانی رخ داده است.
فصل پنجم زمینههای زبانشناختی دو عنوان روحانیان زرتشتی را بررسی میکند (امگوشا و حبر) که در تلمود آمده است و نقش ربیها در جامعهی یهودیان را با نقش روحانیان (خصوصاً موبدها و هیربدها) در جامعهی ایرانیان مقایسه میکند. افزون بر این موضوع، این فصل به بافتار نظام قضایی و سیاستهای ساسانیان در قبال غیرزرتشتیها و انیرانیها میپردازد. این فصل به تفصیل و جزءبهجزء چند متن تلمودی مهم را تحلیل میکند که بیانگر پیوندهایی بین یهودیان و دادگاههای ساسانی هستند.
فصل پایانی این کتاب به بررسی در بازنمایی روحانیان زرتشتی ادامه میدهد؛ اما از زاویهی دیگری به این مسئله میپردازد. فصل آخر از پیوندهای پیچیدهی اجتماعی و فرهنگی بین ربیهای بابلی و جادوگران یهودی صحبت میکند که جامهای جادوگری آرامی را در بینالنهرین در اواخر دورهی ساسانی درست کرده بودند. جادو زمینهای است که در آن رقابتهای معرفتی و مبادلات بین یهودیان، مسیحیان، زرتشتیان و منداییان رواج داشته است. محققان با مقایسهی تلمود بابلی و جامهای جادوگری میتوانند تعاریف چندمحوری از یهودیت بابلی به دست دهند که مبین هویتهای جایگزین یهودی و بیگانه با ربیهاست.




