پشت جلد کتاب میخوانیم:
«بیتردید اگر او تکیه به ملت داشت، مردم به حمایت از او برمیخاستند و مانع از برکناری و تبعیدش میشدند. در حالی که دیدیم مردم نه تنها حمایت خود را از وی دریغ کردند بلکه همین که خبر استعفای رضاشاه در کشور منتشر شد، به واسطه همان خصوصیات ویژهی ناپسند، مردم جشن گرفتند و ابراز شادمانی نمودند، زیرا احساس کردندپس از قریب بیست سال فرصتی یافتهاند تا در فضای پاک آزادی نفسی بشکند، در صورتی که با کمال تأسف کشورشان به اشغال اجانب درآمده بود. وقتی رئیس دولت خبر استعفا و برکناری پهلوی را در مجلس اعلام نمود، نه تنها یک نفر ابراز تأسف نکرد و به حمایت از او برنخاست، بلکه عدهای از نمایندگان، همان نمایندگانی که به دست عمال رضاشاه سر از صندوقهای قلابی آرا در آورده بودند و به فرمان او کرسیهای پارلمان را غصب نموده بودند، در بدگویی و اعتراض نسبت به وی بر یکدیگر سبقت گرفتند…»

