The book investigates the narrative style, structural composition, and semantic world of Mawlana’s *Mathnavi*. It reveals that this monumental text connects with religious, historical, ethical, instructional, mythical, philosophical, and mystical works, while also intertwining with oral traditions and folk culture. The central question is how Mawlana successfully combined these diverse and sometimes contrasting elements to create a coherent, multifaceted text. The author aims to trace the origins of the *Mathnavi's* narratives and meanings, exploring its intertextual relationships, particularly Mawlana’s method of integrating and adapting stories from earlier sources.
Although most of the *Mathnavi's* stories are derived from written or oral traditions, Mawlana often transforms their content and structure, sometimes creating entirely new narratives with innovative concepts. These modifications enrich the stories both technically and thematically. The book emphasises that understanding the broader context of *Mathnavi*, including the verses preceding and following each story, is crucial for interpretation.
The author expands on the groundwork laid by *Maʾkhadh-i Qisas wa Tamthīlāt-i Mathnavi* by Forūzānfar, identifying overlooked sources and correcting inaccuracies in earlier references. Special attention is given to Persian narrative traditions and oral literature. Comparative analyses highlight similarities and differences between Mawlana’s versions and earlier or later narratives, illustrating how he tailored stories to fit his unique framework.
The book also explores the mystical and Sufi concepts in the *Mathnavi*, tracing their parallels in other cultures’ literature. For longer stories with multiple versions, comparative narrative tables are included to illustrate structural variations. For globally known stories, the book uses international classifications like those by Aarne and Thompson to connect *Mathnavi*’s tales to broader narrative traditions.
Each chapter includes Mawlana’s version of the story, followed by detailed source analyses, additional references, and comparative studies. This approach sheds light on the roots of Mawlana’s creativity, the evolution of his ideas, and the enduring cultural impact of his work.
مطالعه در سبک بیانی، ساختار روایی و دنیای معنایی مثنوی مولوی حکایت از آن دارد که این متن عظیم از جهتی با متون دینی رابطه برقرار میکند و از سویی با متون تاریخی؛ از منظری با متون اخلاقی و تعلیمی مرتبط است و از منظری دیگر با متون داستانی ـ اسطورهای؛ از یکسو با متون کلامی ـ فلسفی ارتباط مییابد و از سویی دیگر با متون صوفیانه ـ عرفانی؛ از یک طرف با آثار مکتوب روایی و غیرروایی نسبت دارد و از سویی دیگر با روایتهای شفاهی و فرهنگ عامه. اینکه مولانا چگونه و با چه ابزاری توانسته است این مقولات متکثر و بعضاً متفاوت را با هم تلفیق کند و از رهگذر ترکیب آنها متنی منسجم و گاهی چندآوا بیافریند، موضوعی بسیار مهم است. هدف نویسنده در این کتاب جستجوی ردپای متون و فرهنگهای پیشین در مثنوی و به تعبیری شناخت و بررسی سرچشمههای روایی و معنایی این اثر بزرگ است که خود شاخهای از مطالعات بینامتنی است و نیز تبیین نوع رفتار مولانا با حکایاتی که از دیگر متون اخذ کرده است. همچنین این مسئله که مطالعات صورتگرفته تاکنون در این زمینه، تا چه اندازه وافی به مقصود بوده و از کموکیف ارتباط جهان ساختاری و معنایی مثنوی با دنیای آثار پیشین پرده برمیدارند.
درست است که اغلب داستانهای مثنوی برگرفته از منابع کتبی یا روایتهای شفاهی پیشین است، ولی مولانا در این قصهها هم به لحاظ درونمایه و هم به لحاظ ساختار تصرفاتی گوناگون کرده، گاهی قصهای تازه آفریده و مفاهیم بدیعی حول محور آن خلق کرده است. این تصرفات غالباً به نفع قصه تمام شده و موجب غنای فنی و محتوایی آن میشود.
مولانا حکایات برگرفته از متون و منابع دیگر را چنان در بافت مثنوی میگنجاند و چفتوبستی محکم میان قصه و متن ایجاد میکند که آن قصه به بخشی از متن کتاب بدل میشود. اشاره به این نکته از آنرو اهمیت دارد که برای تفسیر و تحلیل قصهها، اشرافداشتن به ابیات پس و پیش از آن و درک کلیت متن ضروری است و در فهم بهتر قصه گرهگشا خواهد بود.
نویسنده در این کتاب مآخذ یا مشابهات حکایاتی که کتاب «مآخذ قصص و تمثیلات مثنوی» زندهیاد فروزانفر بدانها نپرداخته را معرفی کرده است. همچنین خواننده را به منابع دیگری از سرچشمههای قصص مثنوی ارجاع داده است. بدیهی است که در اینباره تأکید بیشتر بر منابع روایی فارسی و احیاناً ادب شفاهی است. نیز از آنجا که مإخذ مصرح قصه در کتاب «مآخذ قصص و تمثیلات مثنوی» نادقیق و احیاناً نادرست است، سرچشمه و مأخذ صحیح روایات مشخص شده است.
افزون بر منابع مربوط به مآخذ قصههای مثنوی، ردپای مشابهات این قصهها در متون متأخر نیز نشان داده شده است. این مقوله از میزان تأثیرگذاری مثنوی در فرهنگ و ادبیات فارسی در سدههای اخیر پرده برمیدارد و راز ماندگاری آن را بهتر آشکار میسازد. ضمن بررسی تطبیقی حکایات، شباهت و تفاوت روایات نشان داده شده و کموکیف تصرفات مولانا در قصهها بررسی شده است.
همچنین در این کتاب گامی در کشف سرچشمهی مفاهیم و اندیشههای عرفانی ـ صوفیانهی مولنا برداشته شده و به روایتهای مشابه موجود در ادب سایر ملل نیز اشاره شده است.
از آنجا که هدف اصلی این کتاب، نشاندادن سرچشمههای فکری و ذوقی مولانا و تبیین نوع رابطهی قصههای مثنوی با سوابق و لواحق آنها بوده، در حکایتهای بلندتر که احیاناً چند روایت دارند، جدول تطبیقی ساختار روایی آنها ترسیم شده تا میزان شباهت و تفاوت انواع روایتها در یک نگاه آشکار شود. در حکایتهای عامتر و احیاناً دارای روایت یا روایتهای جهانی، بر اساس «فرهنگ قصههای عامیانه» نوشتهی آرنه و تامپسون، کد بینالمللی آن قصه عرضه و تا حد امکان به روایتهای بینالمللی آن نیز اشاره شده است.
در این کتاب پس از نقل روایت مولوی از قصه، ابتدا توضیحات مأخذشناختی مرتبط با قصه آمده و سپس توضیحات تکمیلی نویسنده در باب مآخذ بیشتر و ریشهها و مشابهات قصه بر آن افزوده شده و در نهایت به بررسی یا تحلیل مقایسهای روایتها پرداخته شده است.

