کتاب حاوی ۱۶ مصاحبه با افراد مختلف است و به گفتهی نویسنده «جلد اول» از مجموع ۲۵ مصاحبهای است که با هدف شناخت و بررسی چگونگی تغییر الگوی زندگی زنان تدوین شده است. مصاحبهشوندگان از میان متولدین سالهای ۱۲۹۰ تا ۱۳۰۰ انتخاب شدهاند و هر یک معرف نوعی از زندگی خانوادگی، اجتماعی و عرصههای متفاوت حضور زنان درآن دوره از تاریخ هستند. زنان مصاحبهشونده از میان زنان نخبه و ممتاز جامعه هستند که در آن دورهی زمانی خاص در مقایسه با دیگر اقشار جامعه توان بیشتری برای استفاده از امکانات ویژهی آموزشی و فرهنگی داشتهاند. برای مثال، میتوان به کسانی همچون اشرف الملوک مصاحب، اعظم سپهر خادم، لعل فیروزگر، معصومه سهراب (مافی) و فاطمه کیوان قوانلو اشاره کرد.
فصلهای مختلف کتاب پا به پای چالشهای زندگی روزمره، سیاسی و اجتماعی زنان مصاحبهشونده پیش میرود. برای مثال، از چالشهای آموزش ابتدایی تا دستیابی به مدارج دانشگاهی، از واقعهی کشف حجاب تا بنبستهای شغلی، از محدودیتهای سنتی در ازدواج تا حضور درعرصههای عمومی، اطلاعات و مطالبی خواندنی در اختیار خواننده قرار میگیرد. بهرغم تاریخ پرتلاش و پرافتخار این زنان در تحقق یک جامعهی مدرن، اما تسلط تفکر سنتی و مردسالار خواه در اقشار تحصیل کرده و فرنگرفته و خواه در میان اقشار سنتی وعلمای دینی، ازلابهلای مطالب تحریر شده و گاه «میان سطور» این خاطرات به چشم میخورد: « بعد از این که چهارسال هم تخصصی خواندم باید امتحان میدادم. هیچ یادم نمیرود روزی که امتحان میدادیم دکتر نجم آبادی (خدابیامرزدش) با دکتر صالح آبادی بالای سرم ایستاده بودند که من امتحان بدهم. «امتحان عملی»، یک مریض بدحالی آمد که باید سزارین میشد. من بلافاصله دست به کار شدم و خیلی سریع سزاریناش کردم. دکتر نجم آبادی آمد به من گفت: خیلی عالی کار کردی. خوشش آمد از کار و سرعت عمل من. بعد گفت چون «پسر» درآوردی نمرهات ۲۰ است. چون بچهای که درآوردم از شکم آن خانم، پسر بود.» (ص.۲۶۶)
ازدیگر نکات جالب کتاب ، مکتوب کردن اظهارات مصاحبهشوندگان با همان کلمات و اصطلاحات خاص ایشان است. بدین ترتیب، خواننده با خواندن هر مصاحبه، با نوع ادبیات شفاهی مورد استفادهی این گروه از زنان در آن دوره نیز آشنا میشود که گاه عباراتی بسیار عجیب و ثقیل و گاه بسیار ساده و آشنا به نظر میرسد.
روش کار، آرایش کتاب، یادداشتهای تکمیلی و استفاده از دادههای مستند، کتاب را در زمرهی آثار معتبر موسوم به «تاریخ شفاهی» قرار میدهد. نویسنده خود در گشایش کتاب، با اشاره به پیشینهی شکلگیری این روش که از جنگ جهانی دوم به بعد به عنوان سبکی جدید در تاریخنگاری به کار رفته و با توصیف روش کار خویش، خواننده را با روششناسی اثر آشنا میسازد. افزون بر این، بنیادهایی که به تدوین تاریخ شفاهی ایران پرداختهاند، از جمله «سازمان اسناد و کتابخانهی ملی ایران»، «طرح تاریخ شفاهی چپ ایران»، «پروژهی تاریخ شفاهی اقتصادی دانشگاه لندن» و«تاریخ شفاهی چپ ایران از دههی ۱۹۲۰ تا دههی ۱۹۹۰» در این کتاب به خواننده معرفی میشوند.
پشت جلد کتاب میخوانیم:
آگاهی یافتن از تاریخچه زندگی زنان نسل پیشین از زبان خودشان به ویژه زنانی که حوادث و تحولاتی را خود به چشم دیده و تجربه کرده اند، برای بسیاری از مردم و به ویژه نسل معاصر ایران جذاب است و من نیز طی سال های اخیر، این مسیر را با لذت فراوان دنبال کرده ام. زیرا در گشت و گذارهای خود در تاریخ های رسمی و کتب تاریخی، چهره ای از خود زنانه ام نیافته ام، چهره ای که در آن زنان هم رویت شده باشند. نامریی بودن زنان شاید به این دلیل باشد که تاریخ مکتوب کشور ما در لایه های مختلف معنایی، ایدئولوژیک و پژوهشی اش، تاریخی مذکر است. در نتیجه زنان و روایت های زندگی آنان در پهنای این تاریخ مردانه جایی ندارند و آشکارا کنار گذاشته شده اند به این اعتبار، گرایش به روایت های شخصی از زندگی زنان توسط خودشان، پیش از آن که «تاریخ شفاهی» را به عنوان روشی تحقیقی در علوم اجتماعی بشناسم، جزو دغدغه های ذهنی و عاطفی ام بوده است.

