دربارهی زرتشت، اندیشمند نامی ایران باستان و نخستین چهرهی ایرانی در تاریخ تمدن جهانی، گفتگو بسیار بوده است. زندگی این چهره در پشت غبار زمانه جا مانده و از اینرو گمانهزنیهای بسیاری دربارهی او انجام شده است. ناهمسانیها از نام این چهرهی پرآوازهی ایرانی آغاز شده و به زادگاه و زیستگاه او نیز رسیده و دربارهی زمان زندگانی او به اوج میرسد.
زرتشت نخستین چهرهی شناختهشده در تاریخ است که از جهان اخلاقی سخن گفت و هستی را از دریچهی اخلاق ارزشیابی کرد. «نیچه» زرتشت را نخستین آفرینندهی جهان اخلاقی که ما در آن زندگی میکنیم، میدانست. زرتشت جستار «مسئولیت فرد» را پیش کشید و آن را به عنوان کانون اصلی جهانبینی آریایی برجسته کرد. او نهتنها آدمیان را مسئول بهروزی و رستگاری خودشان میدانست، بلکه آنان را یاوران اهورامزدا در شکستدادن اهریمن و نیروهای بد و زیانبار میدانست.
یافتن زمان تقریبی زیست زرشت از اهمیت چشمگیری برخوردار است؛ چراکه بر بنیاد آن، تأثیر آموزههای زرتشت بر کیشهای خاورمیانهای و همچنین برآمدن فلسفه در یونان، از دیدگاه زمانی نیز اثباتشدنی و استنادپذیر میگردد. رویکرد بهجا و کارآمد برای برآورد زمان زیست زرتشت آمیختهای از روش زبانشناختی و روشهای تحلیل درونمایه و تحلیل گفتمان خواهد بود و روشن است که این رویکرد گرچه زمان دقیقی برای زیست زرتشت نمیدهد، ولی بازهی زمانی تقریبی به دست خواهد داد.
زمان زیست اشو زرتشت، نه برای دستگاه روحانیت زرتشتی که برای پژوهشگران بیگانه همیشه جای گفتگو بوده است؛ اما بررسیهای زبانشناسی و نشانگان نجومی در منابع قدیمی و دیگر کوششهای دانشی، پژوهشگران را کمکم به هماندیشی رسانده است که زمان زیست زرتشت هزارهی دوم پیش از میلاد است. این کتاب میکوشد با بررسی منابع، راهی منطقی برای برآورد زمان زندگی پیامآور باستانی ایران، اشو زرتشت بیابد. آنچه در این کتاب جلب نظر میکند، گردآوری عمدهی اسناد بابلی، سریانی، آشوری، یونانی، ایرانی، اسلامی و … است. هدف اصلی نویسنده ارائهی راهکاری مستند، مستدل و غیرجانبدارانه برای برآورد زمان زیست و آموزش اشو زرتشت است. مهمتر اینکه زمانهای که نویسنده محتمل میداند، به زمانهشناسی و روزگارپژوهی دستگاه رسمی کیش زرتشتی دربارهی پیامآوری باستانی ایرانزمین نزدیک است.
در این پژوهش نظریهی هشتهزارسالگی زرتشت با چالشی در زمینهی بنیادها و یافتههای تاریخ تمدن و فرهنگ بشری روبرو شد که پرداخت به آن و پذیرفتن آن، نیاز به بازنگریهایی در تاریخ تمدن انسان و فرگشت آن دارد. بر بنیاد برخی یافتههای دانشی مانند زبانشناسی، زمینشناسی، ایرانشناسی و حتی ستارهشناسی، زمان تقریبی زیست زرتشت را نمیتوان در ششصدسال پیش از میلاد جای داد و باید زرتشت را بسیار کهنتر از دوهزار و ششصد سال انگاشت. بررسیهای زبانشناختی فرهنگی، توانایی شکلگیری زبان و درونمایه و گفتمان گاتها را در پیرامون هزارهی دوم یا سوم پیش از میلاد نشان میدهد.


