کتاب توانمندسازی زنان نوشته امیرحسین زمردیان است. این کتاب را انتشارات همشهری منتشر کرده است و به اهمیت حضور و توانمندی زنان در جامعه میپردازد و مقدمات و ابعاد و شیوههای اجرای آن میپردازد.
مدت زمان زیادی از هنگامی که توانمندسازی به عنوان یک دانش، فرایند و هدف پا به عرصه رشتههای دانشگاهی گذاشته است نمیگذرد و انتظار جامعه علمی آن است که دانش توانمندسازی و استفاده از فرایندهای توانمندساز به عنوان یک رشته در حال پیشرفت، روز بهروز بیشتر مورد توجه قرار گیرد و اندیشمندان و کنشگران بیشتری توانمندسازی را به عنوان یک شیوه موثر برای رشد فردی و اجتماعی و در راه مبارزه با فقر، تبعیض و محرومیت (exclusion) به کار بندند.
توانمندسازی به عنوان یک دانش و فرایند به یاری افراد و اجتماعات محلی میآید تا آنها عزت و اعتماد بهنفس خود را بهدست آورند، نسبت به محیط اطراف خود آگاهی انتقادی بیابند و نهایتا با جلب همکاری دیگران دست به اقدام بزنند و در زندگی و اجتماع خود، تغییرات مثبت و معنیدار ایجاد کنند. اگرچه مطالب این کتاب مربوط به توانمندسازی زنان است اما شیوهها و موضوعات طرحشده میتواند برای دیگر اقلیتهای اجتماعی در حاشیهمانده نیز مفید و راهگشا باشد.
فصل اول به شرح مقدماتی مفهوم توانمندسازی و ویژگیهای بنیادین آن اختصاص دارد. فصل دوم با تشریح ویژگیهای چندبُعدی بودن یک انسان ـ اجتماع توانمند، به معرفی و بررسی ابعاد مختلف توانمندسازی میپردازد؛ این ابعاد شامل جنبههای مختلفی است از تواناییهای فردی ـ اجتماعی مثل توانمندسازی اقتصادی، توانمندسازی ذهنی، توانمندسازی سیاسی و موارد مشابه.
از فصل سوم تا فصل هشتم به توضیح مطرحترین شیوههایی اختصاص یافته است که بهوسیلهی آنها طرحهای توانمندسازی طراحی و اجرا میشوند. این روشها در بیشتر کشورهای جهان برای دستیابی به اهداف توانمندسازی استفاده میشوند و شامل مواردی است چون تشکیل گروههای خودیاری، اعطای خدمات مالی خرد، توانمندسازی در فضای کسب و کار و دیگر شیوههای اجرایی افزایش توانمندسازی زنان.
در فصل نهم مفهوم ناتوانسازی یا ضد توانمندسازی (ـDisempowerment) بررسی میشود. آشنایی با این مفهوم از دوجنبه اهمیت دارد؛ اول درک این نکته که تعداد مهمی از طرحها و برنامههایی که با عنوان توانمندسازی عرضه و اجرا میشوند در نهایت نهتنها نتایج مطلوبی نمیدهند بلکه در عمل به نتیجه عکس منجر میشوند و باعث ناتوانسازی مخاطبان یک برنامه توانمندسازی هستند. ضرورت دوم برای پرداختن به این مفهوم، شناسایی فرایندهای اجتماعی، اقتصادی و سیاسی است که آگاهانه یا ناآگاهانه باعث ناتوانسازی افراد در جامعه میشوند.


