این کتاب یکی از کهنترین آثار عارفان ناحیهی ماوراءالنهر است. دستینهای عرفانی از اواخر قرن هفتم و اوایل قرن هشتم هجری قمری که بارها کتابت شده و دستنویسهای متعددی از آن در کتابخانههای سراسر دنیا یافت میشود. حقایقی دربارهی زندگی و معرفت و آداب پارسایانی معروف به خواجگان در این کتاب موجود است که روشنگر گذشتهی سلسلهای از عارفان مشهور به نقشبندیه است که هنوز در اقصا نقاط جهان پیروانی دارد.
پیروان خواجه عبدالخالق غجدوانی (م ۵۷۵ ق) معروف به خواجگان از مشایخ یکی از طریقتهای کهن عارفان بودند که در شهر بخارا میزیستند و فعالیت میکردند. قرنها بعد خواجگان از شهرت و روایی بسیار برخوردار شدند؛ زیرا بهاءالدین نقشبند (۷۱۷ ـ ۷۹۱ ق) بنیانگذار سلسلهی نقشبندیه نسب عرفانی خود را به طریقت خواجگان و عبدالخالق غجدوانی رساند. نقشبندیه از بانفوذترین سلسلههای مشایخ صوفیه نزد سلاطین تیموری بسیار مورد احترام بودند و هم الکنون از سلسلههای فعال صوفیان به شمار میروند.
از مهمترین آثار برجایمانده از خواجگان کتاب «مسلک العارفین» است که کهنترین نسخهی آن حدود اواخر قرن هفتم و اوایل قرن هشتم هجری کتابت شده است. نویسندهی این کتاب سخنان پیر خود شیخ سعدالملة والدین دومین جانشیخ خواجه سلیمان را گردآوری کرده است. این کتاب دستینهی خواجگان در شاخهی پیروان خواجه اولیا، مرید و جانشین عبدالخالق غجدوانی بوده و دربردارندهی اعتقادات و آداب این دسته از عارفان است. مطابق گزارش محمد بخاری، نویسندهی کتاب، وی آخرین نفر از این سلسله بوده و شیخ سعدالملة وی را به جانشینی خود برگزیده است. این کتاب افزون بر اینکه دربردارندهی موضوعات مختلف عرفان و آداب تصوف است، حاوی اطلاعاتی دربارهی طریقت خواجگان و سلسلهی ایشان و شاخههای طریقت عبدالخالقیان است که به شناخت بهتر و بیشتر این دسته از سلسلههای صوفیه در ناحیهی ماوراءالنهر یاری میرساند. از این کتاب حداقل دو تحریر متفاوت در دست است؛ بیشتر نسخههای بازمانده از تحریر بلند این اثر وصایای عبدالخالق غجدوانی را دربر دارند و پیش از مقدمهی «مسلک العارفین» رسالهی کوتاه وصایا ضمیمه شده است. در این تصحیح تحریر کوتاه «مسلک العارفین» ارائه شده است.
نسخههای تحریر کوتاه این کتاب هفده باب و نسخههای تحریر بلند دارای ۲۳ باب هستند. با توجه به اینکه کهنترین نسخههای این کتاب تحریر کوتاه آن هستند و با توجه به ویژگیهای سبکشناسانهی آنها میتوان حدس زد تحریر کوتاه در اواخر قرن هفتم و اوایل قرن هشتم نوشته شده باشد.
در نسخههای متعدد موجود از این کتاب، نام نویسندهی آن به گونههای مختف ضبط شده است. در دو نسخه از تحریر کوتاه، یعنی نسخهی گنجبخش و نسخهی موجود در موزهی لاهور، نویسنده محمد بن احمد بن محمد بخاری نامیده شده است.
بسیاری از مطالب این کتاب به «کیمیای سعادت» غزالی نزدیک است؛ بهویژه در مقایسهی دو بخش ترتیب وردها در «کیمیای سعادت» و باب ششم در اوراد شب و روز میتوان دعاهای مشابه بسیاری را یافت که غزالی از آنها در ترتیب ادعیه شب و روز یاد کرده و در این کتاب نیز از آنها یاد شده است. اما شاید بتوان گفت مهمترین کتابی که «مسلک العارفین» از آن متأثر بوده، «مرصاد العباد» نجم رازی است.
سبک نثر این کتاب سبکی بینابین است؛ یعنی هم برخی ویژگیهای نوشتاری نثر مرسل و سبک خراسانی کهن را دارد و هم زبان متن به سبب دینیبودن پر از الفاظ و واژگان عربی است و نویسندهی کتاب بهمناسبت از آیات و احادیث و ادعیه سود جسته است. بیش از پانصد آیه و صدوپنجاه حدیث در این کتاب موجود است. نثر بخشهایی از کتاب شاعرانه و عاطفی است. از تمثیلهای جذابی که در کتاب آمده، تشبیه ذکر به دانه است. همچنین تشبیه مرید به بیضه و شیخ و پیر به مرغ بارها به گونههای مختلف آمده است.
تاکنون از تحریر کوتاه «مسلک العارفین» پنج نسخه یافت شده که کهنترین آن نسخهی موزهی بریتانیاست که تاریخ ندارد؛ اما تمام قراین نسخهشناسی و سبکشناسی دال بر این است که این نسخه احتمالاً در اواخر قرن هفتم یا اوایل قرن هشتم هجری کتابت شده است. در این تصحیح این نسخه اساس قرار گرفته و نسخههای تاشکند ازبکستان، مجلس شورای اسلامی، کتابخانهی گنجبخش پاکستان و موزهی ملی لاهور نیز با آن مقابله شده است.

