زمین سوخته از جمله رمانهایی است که به گفته بسیاری جزو بهترین رمانهای ایرانی میتواند باشد. زمین سوخته و مدار صفر درجه رمانهایی هستند که احمد محمود در آنها پیرامون جنگ سخن گفته. احمد محمود از جمله نویسندگان رئالیست است که خود از اهالی جنوب بوده و جنگ و اثراتش را از نزدیک لمس کرده بنابراین میتواند توصیف بهتری نسبت به سایر نویسندگان از جنگ داشته باشد همچنین بدلیل آشنایی با اقوام جنوبی وی همواره توانسته از ضرب المثلها، شعرها و لغاتی که مختص جنوبی هاست در رمان هایش استفاده کند چرا که یکی از ویژگیهای احمد محمود این است که او در انتخاب لغات جهت توصیفاتش به شدت حساس بوده. زمین سوخته روایت ۳ ماه تجاوز لشکر عراق به مناطق جنوبی است که در سال ۱۳۶۱ به چاپ رسید. موضوع محوری اثر مقاومت مردم در برابر حمله ارتش بعث عراق و سیل اجتناب ناپذیر مهاجرتی است که اتفاق افتاده است. این رمان از منظر راوی درونی و راوی قهرمان روایت میشود. زمین سوخته جزو ۵ رمان برتر احمد محمود نیز قرار دارد.
در بخشی از کتاب میخوانیم:
جوان خاکستری پوش روبرویم ایستاده است و حرف میزند. نمیدانم چه میگوید. صدایش را نمیشنوم. به لبهایش نگاه میکنم که تند تند حرکت میکند. دندانهای ناموزونش پیدا و ناپیدا میشوند. نگاهم از لبانش سر میخورد رو دماغش. چه بزرگ و بیقاعده به نظرم میآید. بعد به چشمانش نگاه میکنم که انگار کلاپیسه است. حالا، پیشانی جوان خاکستری پوش است. عرق و خاک هم قاطی شده است و تمام پیشانیاش را پوشانده است. ناگاه از بالای سر جوان خاکستری پوش چشمم میافتد به دستی که در انفجار از شانه جدا شده است و همراه موج انفجار بالا رفته است و تو خوشه خشک نخل بلند پایه گوشه حیاط ننه باران گیر کرده است.
آفتاب کاکل نخل را سایه روشن زده است. خون خشک، تمام دست را پوشانده است. انگشت کوچک دست، از بند دوم قطع شده است و سبابهاش مثل یک درد، مثل یک تهمت و مثل یک تیر سه شعبه به قلبم نشانه رفته است.

