The book Khāṭirāt-i Sālār Muʻtaḍid az Urdū-yi Sharq presents the personal memoirs of Mīrzā Muḥammad ʿAlī Khān Yāvar, known as Sālār Muʻtaḍid, deputy military commander, artillery chief, and inspector of the “Eastern Army” dispatched in 1329 Qamarī / 1290 Shamsī to counter Muḥammad ʿAlī Mīrzā, the deposed Qājār monarch. The handwritten notes, penned by Sālār Muʻtaḍid at the age of 25, were preserved for over a century and passed down to his granddaughter Nāhīd ʿAbqarī through Col. Muḥammad Vājid Samīʿī, a close family associate. This valuable document, now published with annotations and context, details the military mobilisation toward northern regions like Astarābād and Bandarjaz. Named Urdū-yi Sharq due to its eastern trajectory relative to Tehran, the book not only preserves a rare first-hand account of this historical campaign but also honours the memory and legacy of a distinguished figure in late Qājār military history.
در این کتاب خاطرات سالار معتضد از اردوی شرق در مبارزه با شاه قاجار محمدعلی میرزا ۱۳۲۹ هجری قمری برابر با ۱۲۹۰ هجری شمسی را میخوانید.
میرزامحمد علیخان یاور «سالار معتضد» معاون نظامی و فرمانده توپخانه و مفتش اردوی شرق بود که ناهید عبقری نوه سالار معتضد دستنوشتههایش را از طریق یکی از وابستگان نزدیک پدربزرگ به اسم سرهنگ محمد واجد سمیعی دریافت کرده است. این نوشتهها در قالب کتابی نفیس و با خطی خوش با تاریخ صدو پنج سال پیش به دست نویسنده رسیده است. یعنی زمانی که سالار معتضد تنها بیست و پنج سال داشت.
این یادداشتها در ارتباط بود با اردویِ نظامیِ دولتی که برای مقابله و دفعِ شاه مخلوعِ قاجار، محمّدعلی میرزا، به سمت شمال کشور، استرآباد و بندرجز و…فرستاده شده بود و از آنجایی که ماموریت این اردوی نظامی که از مرکز عزیمت میکرد، به نسبت موقعیّتِ جغرافیاییِ تهران، متوجّه شرقِ کشور هم بود ؛ نویسنده کتاب آن را اردوی شرق نامید و ناهید عبقری که نوه دختریِ او، فرزندِ بانوی فرهیخته و ادبپرور، روانشاد نصرتالملوک واجدسمیعی، است، با احترام و ادب به محضرِ روحِ بزرگوارِ پدربزرگ، همان عنوان را برای کتاب برگزیده و برخی توضیحات ضروری دیگر را نیز به جهت روشن شدن اذهان به آن افزوده است.

