Although the war was the main issue of Iran in 1986, the following topics were also addressed in this book: the economic battle, borrowing from the Central Bank, the world's attention to the bleak future of the Baathist regime, operations in the depth of Iraqi territory in Kurdistan, the proposal of the King of Saudi Arabia, the United States and the story of McFarlane, military structure reform, Iraq's measures to counter the "Sarenevesht" operation, Karbala 4 and Karbala 5 operations, numerous trips to the war zone by Mr. Hashemi, the issue of Ayatollah Montazeri and the deputy leadership, military industries, and several other topics.
در سال ۱۳۶۵ هم مانند سالهای قبل، مهمترین محور حوادث کشور، دفاع مقدس است. به دنبال پیروزی خیره کننده در عملیات والفجر هشت و عبور تحسین برانگیز رزمندگان از رودخانه عظیم اروند، علیرغم جزرومدهای وحشی آن و تصرف بخشی از شبه جزیره فاو و تثبیت نیروها در آن نقطه حساس، وضع جدیدی به وجود آمده بود. اشراف ما بر ساحل خور عبدالله و بسته شدن راه عراق به خلیج فارس و اشراف نیروهای ما بر جزیره بوبیان کویت و درخشش قدرت فنی ایران، با ساخت پل بدیع بعثت در اروند، با هدف تسهیل پشتیبانی نیروهای مستقر در فاو و امکان پیشرفت به سوی بندر محصور امالقصر عراق، و سابقه ساخت و نصب پل بینظیر هفده کیلومتری خیبر در هور، برای تسهیل پشتیبانی نیروهای مستقر در جزیره مجنون و خبرهای مربوط به تجهیز پانصد گردان برای عملیات سرنوشتساز، وضع کاملاً جدیدی به وجود آورده بود. هر چند جنگ مسئله اصلی کشور بود، ولی در این اثر به موضوعات ذیل نیز پرداخته شده است: شرارتهای دشمن، تلافی رزمندگان، نبرد اقتصادی، استقراض از بانک مرکزی، توجه جهان به بیآینده بودن بعث عراق، عملیات در عمق خاک عراق در کردستان، پیشنهاد شاه عربستان، آمریکا ـ و ماجرای مکفارلین، اصلاح ساختار نظامی، اقدامات عراق برای مقابله با عملیات سرنوشت، عملیات کربلای چهار و کربلای پنج، تردیدها، بحثها و شرارتها، سفرهای فراوان به منطقه جنگی آقای هاشمی، مسأله آیتالله منتظری و قائم مقامی رهبری، صنایع نظامی و چندین موضوع دیگر از مباحث این کتاب است.
بخشی از مقدمه کتاب:
«فرصت دادن به نیروهای رزمی ما و واگذاری این منطقه، به معنای تسلیم عراق و تحقق خواستههای ما در جنگ بود. لذا عراق پذیرفت که برای سد کردن رزمندگان ایران، بهای سنگینی بپردازد و با گسیل انبوه نیروهای خود به منطقهای با وسعت کم، در زیر آتش شدید و مؤثر نیروها ایستادگی نماید. این اقدام که به متلاشی شدن شمار فراوانی از یگانهای عراقی انجامید، بدین معنا بود که عراق برای از دست ندادن زمین شرق بصره، آماده پذیرش تلفات فراوان است. پیروزی ایران در این زمین، شمارش معکوس پایان جنگ را در پی داشت. عبور از استحکامات شرق بصره نشان داد پیروزی ایران در هر وضعیت متصور است. عبور از موانع مستحکم شلمچه و شکستن خطوط دشمن و عبور از استحکامات کمنظیر که به نظر عراقیها غیر قابل نفوذ خوانده میشد، افتخار بزرگ نظامی در تاریخ نبردهای کلاسیک به نام رزمندگان ایران اسلامی ثبت کرد و نتایج حاصل از این عملیات، سند محکمی بر قدرت نظامی ایران در سال ششم جنگ است. در این حال تلاش گستردهای برای جلوگیری از شکست ارتش عراق صورت گرفت که در نهایت به تصویب قطعنامه ۵۹۸ انجامید.»
























