The current book includes Ayatollah Hashemi Rafsanjani's memoirs of the events of 1360 (1981-1982) in the form of daily notes. These memoirs are considered one of the most comprehensive accounts of recent years' events, and are of particular importance due to the author's presence in the events and his daily recording of them. Necessary explanations about the situation and time mentioned in the footnotes are provided. The book is accompanied by numerous images of the author and other political figures relevant to the events and incidents discussed in the book. It will appeal to those interested in historical and political topics.
در کتاب حاضر، خاطرات آیتالله هاشمی رفسنجانی از رویدادهای سال ۱۳۶۰ در قالب یادداشتهای روزانه به چاپ رسیده است. این خاطرات افزون بر آن که یکی از کاملترین وقایع نامههای سالهای اخیر تلقی میشود، به دلیل قرار داشتن نویسنده در متن حوادث و ثبت روزانه آنها از اهمیت ویژهای برخوردار است. توضیحات لازم درباره اوضاع و احوال موضوع یا زمان ذکر شده در زیرنویسها آمده است. کتاب با تصاویر متعددی از نویسنده و دیگر شخصیتهای سیاسی مرتبط با حوادث و وقایع کتاب همراه است.
بخشی از مقدمه کتاب:
«سال ۶۰ را با بحرانهای شدید سیاسی، نظامی، امنیتی و اقتصادی آغاز کردیم. با مراسم ۱۴ اسفند ۵۹ برای بنی صدر در دانشگاه تهران، اختلافها شدیدتر شد و فضای سیاسی را متشنج و دولت را مواجه به اشکال کرد و در جبههها تحرکی نبود و نیروهای عراقی، مواضع خود را برای ادامه اشغال تحکیم میکردند. افکار آقای بنی صدر که اختلاف میان ارتش و سپاه به وجود آورده بود، امکان تحرک مناسب، برای عقب راندن اشغالگر را از دسترس بیرون برده بود. بین مجلس و رییس جمهور، اختلاف شدید بود و نیروهای ضدانقلاب که پشت سر آقای بنی صدر موضع گرفته بودند، به آتش اختلاف دامن میزدند. امنیت کشور در مرزها و بخصوص در کردستان، سیستان و بلوچستان، آذربایجان، دشت آزادگان و مرکز آسیب داشت. با سلب کفایت سیاسی از بنی صدر و عزل او، به اوج بحران رسیدیم. شورش وسیع مسلحانه ۳۰ خرداد، ترور آیت الله خامنهای، فاجعه ۷ تیر و شهادت هفتاد و دو تن و یک تن، ترور و شهادت جمع زیادی از استوانههای بسیج کننده انقلاب و کسالت زجر دهنده امام امت نمونههایی از آثار بحران است و علایم یأس در بسیاری از نیروهای انقلاب به چشم میخورد.»























